تبليغاتX
عشق جاوید
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی --------------- عشق محمد بس است و آل محمد
یادش بخیر خیلی وقت بود که به اینجا سری نزدم اما اینجا برایم عشق جاوید نشد اما در وبلاگ جدیدم دوست دارم که برایم عشق جاوید بماند.

کوی یار من همان عشق جاوید است.

www.kuyeyar.co.cc

www.kuyeyar.wordpress.com

شما دوستان می توانید با کپی لینکهای زیر در آدرس بار مرورگرتان، تصاویر زیبای 360 درجه ای و سه بعدی واقعی دانلود نمایید.

موفق باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 0:12  توسط جعفری  | 

یادش بخیر خیلی وقت بود که به اینجا سری نزدم اما اینجا برایم عشق جاوید نشد اما در وبلاگ جدیدم دوست دارم که برایم عشق جاوید بماند.

کوی یار من همان عشق جاوید است.

www.kuyeyar.co.cc

www.kuyeyar.wordpress.com

شما دوستان می توانید با کپی لینکهای زیر در آدرس بار مرورگرتان، تصاویر زیبای 360 درجه ای و سه بعدی واقعی دانلود نمایید.

موفق باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 0:1  توسط جعفری  | 

باتشکر از حضور دل انگیز شما دوستان

جهت مشاهده بهتر سایت فونتهای زیر را دانلود کنید

فونتهای زیبای فارسی (۵۰۵ کیلوبایت)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 11:41  توسط جعفری  | 

قصدمان براین است که با یاری خداوند در این سرای مجازی بگردیم و مطالب جالب و خواندنی، پیدا کرده و در این کلبه قرار دهیم و دوستان را جهت مطالعه بهتر و دقیقتر به منبع مطالب راهنمایی نماییم.
پس شما دوست عزیز اگر مطالب جالبی دارید می توانید در بخش ارتباط با ما در اختیار ما قرار داده بعد از تایید مدیریت دوستان را به وبلاگ یا سایت شما هدایت می کنیم.
فقط لازم است یکبار امتحان کنید:
آدرس ما:
alt4u.co.cc
موفق و پیروز باشید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/20ساعت 10:53  توسط جعفری  | 

دوستان عزيز با توجه به خداحافظي ام با بلاگفا مي توانيد جهت مطالب جديد به آدرس زير مراجعه نماييد.
www.kuyeyar.wordpress.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 9:50  توسط جعفری  | 

دوستان عزيز با توجه به خداحافظي ام با بلاگفا مي توانيد جهت مطالب جديد به آدرس زير مراجعه نماييد.
www.kuyeyar.wordpress.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 9:48  توسط جعفری  | 

عید مبعث بر تمام عاشقان, محبوبین عشق, دلباختگان حضرتش تبریک و تهنیت عرض می کنم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:55  توسط جعفری  | 

بیا سوته دلان گرد هم آییم
باسلام خدمت دوستان
آدرس جدید من به قرار زیر است:
www.delforum.irbb.ir
با عضویت در این انجمن بیایید سنگ صبور یکدیگر باشیم
عنوان انجمن: هرچه می خواهد دل تنگت بگو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 19:58  توسط جعفری  | 

متاسفانه با توجه به پيگيري هاي مكرر و عدم توجه مديريت سرويس دهنده وبلاگ بلاگفا به متخلفين وبلاگها، به خصوص وبلاگهاي موهن به مقدسات به خصوص پيامبر اكرم(ص) و سكوت ايشان، تا اطلاع ثانويه اين وبلاگ بروزرساني نخواهد شد.
آدرس وبلاگ جديد بعدا مشخص خواهد شد بايد بريم يه جايي ديگه و بهتر اقامت كنيم!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/26ساعت 14:20  توسط جعفری  | 

اهل ظاهر (آنان كه به ظاهر قرآن عمل مى‌كنند[1] و تأويل در آن را نمى‌پذيرند)، ازدواج را واجب مى‌دانند[2]و براى اثبات مدّعاى خويش، به آيات ذيل استدلال مى‌كنند: «... فَانكِحوا ما طابَ لَكُم مِنَ‌النِّساءِ» (نساء/4، 3)، «...‌فَانكِحوهُنَّ بِاِذنِ اَهلِهِنَّ‌...» (نساء/4، 25)، «واَنكِحوا الاَيـمى مِنكُم والصّــلِحينَ مِن عِبادِكُم واِمائِكُم‌...» ‌(نور/24، 32) مى‌گويند: اين آيات، فرمان به ازدواج مى‌دهند و امر، ظاهر در وجوب است; ولى بيش‌تر عالمان شيعه و سنّى، ازدواج را مستحب دانسته[3] و ظهور آيات را در وجوب نپذيرفته‌اند; زيرا اوّلاً در آيه‌25 نساء/4، براى كسانى‌كه توانايى ازدواج با زنان آزاد را ندارند، سفارش كرده كه با زنان پاكدامن از بردگان ازدواج كنند;[4] ولى در عين حال فرموده: خوددارى از ازدواج با كنيزان، بهتر است: «...‌و‌اَن تَصبِروا خَيرٌ لَكُم‌...». ثانياً در بين صحابه، كسانى بودند كه تا آخر عمر ازدواج نكردند و رسول‌اللّه آن‌ها را از اين كار برحذر نداشت.[5] ثالثاً اگر ازدواج واجب مى‌بود، خداوند در قرآن، مسلمانان را ميان ازدواج يا استفاده از ملك يمين مخيّر نمى‌كرد: «فَانكِحوا ما طابَ لَكُم ... فَاِن خِفتُم اَلاّ تَعدِلوا فَوحِدةً اَو ما مَلَكَت اَيمنُكُم‌...». (نساء/4، 3) در‌صورتى كه استفاده از كنيز، حتّى به نظر اهل ظاهر، مباح است و تخيير ميان واجب و مباح معنا ندارد.[6] قول سوم، از شيخ طوسى و شافعى است. آنان گفته‌اند: براى كسانى‌كه بتوانند بى‌هيچ دغدغه‌اى، در راه عبادت خداوند گام بردارند و نفس آن‌ها قوى و صبور است، عزلت (ترك ازدواج) بهتر است; ولى براى ديگران، ازدواج مستحب است.[7] آنان به آيه‌39‌آل‌عمران/3 استدلال مى‌كنند كه خداوند، حضرت يحيى*(عليه السلام)را مى‌ستايد:«...‌و‌سَيِّدًا و حَصورًا و نَبيًّا مِن‌الصّـلحين». «حصور» به كسى مى‌گويند كه ازدواج را ترك كرده است.[8] در پاسخ گفته‌اند: براى لفظ «حصور» معانى ديگرى نيز ذكر شده، از قبيل كسى كه كار بيهوده نمى‌كند يا آن كه نفس خويش را از شهوت باز‌مى‌دارد.[9]گذشته از اين، فضيلت تجرّد و عزلت براى حضرت يحيى(عليه السلام)، براساس شرايع پيشين، براى پيروان شريعت اسلام حجت نيست; به‌ويژه كه پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله) با آن كه نفسى قوى داشت و در عبادت پروردگار از همه ممتازتر بود، همسران متعدّدى اختيار كرد. حضرت، گروهى از اصحاب از‌جمله عثمان*بن مظعون را كه آميزش با همسر خويش را ترك كرده بود، نكوهش كرد كه: چه شده گروهى بر خود سخت مى‌گيرند و از زنان كه خدا حلال كرده، مى‌پرهيزند. سپس آيه نازل‌شد كه: «يـاَيُّها الَّذين ءَامَنوا لاتُحَرِّموا طَيِّبـتِ ما اَحَلَّ اللّهُ لَكُم و لاتَعتَدوا اِنَّ اللّهَ لا‌يُحِبُّ المُعتَدين». (مائده/5، 87) آنان گفتند: ما بر عزلت، سوگند ياد‌كرده‌ايم و خدا فرمود: «لا‌يُؤاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغوِ فى اَيمـنِكُم و لـكِن يُؤاخِذُكُم بِما عَقَّدتُمُ الاَيمـنَ‌...» (مائده/5، 89)، و بدين ترتيب، اين نوع سوگند، بيهوده تلقّى شد.[10] در روايات، با تعبيرهاى گوناگونى به ازدواج ترغيب شده است; از‌جمله، ازدواج بزرگ‌ترين نعمت و فايده پس از نعمت اسلام[11]، سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)،[12] حافظ نصف يا دو سوم از دين،[13] خير دنيا و آخرت[14] و زياد كننده رزق،[15] شمرده شده است. از سوى ديگر، مجرّد زيستن (عزوبت) نكوهش شده، و پست‌ترين مردگان مسلمانان را كسانى شمرده‌اند كه در حال تجرّد‌بميرند.[16]
ازدواج گاهى بر اثر عوارض جانبى، حرام، واجب، مكروه يا مباح مى‌شود و اين، با استحباب ذاتى ازدواج منافات ندارد; مثلا در‌صورت خوف وقوع در حرام يا ضرر، ازدواج، واجب مى‌شود و با‌داشتن چهار زن دائم، ازدواج دائم ديگر حرام‌است، با انتفاى شهوت مكروه، و با وجود دو‌مصلحت مساوى در فعل و ترك، مباح است.[17]

----
[1]. لغت‌نامه، ج‌3، ص‌3153.
[2]. المبسوط، ج‌4، ص‌193.
[3]. كنزالعرفان، ج2، ص136; المبسوط، ج‌4، ص‌193.
[4]. مسالك الافهام، ج‌3، ص‌174.
[5]. المبسوط، ج‌4، ص‌193.
[6]. كنز العرفان،ج 2، ص‌136.
[7]. كنزالعرفان، ج‌2،ص 136; المبسوط، ج‌4، ص‌193.
[8]. مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌742.
[9]. مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌742.
[10]. وسائل الشيعه، ج‌20، ص‌21; جامع احاديث الشيعه، ج‌25، ص53.
[11]. الكافى، ج‌5‌، ص‌327; تهذيب‌الاحكام، ج‌7، ص‌287.
[12]. الكافى، ج‌5، ص‌329.
[13]. الكافى، ج‌5، ص‌329.
[14]. همان، ص‌327.
[15]. همان، ص‌330.
[16]. الكافى، ج‌5‌، ص‌329; تهذيب‌الاحكام، ج‌7، ص‌286.
[17]. جواهر الكلام، ج‌29، ص‌33
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 12:17  توسط جعفری  |